تبلیغات
یك فنجان حرف دل - شاهنامه و تاثیر آن بر جامعه...
تاریخ : پنجشنبه 5 مرداد 1391 | 11:09 ق.ظ | نویسنده : همسایه كویر

دیروز به سیمرغ تلفن زدم تا چند سوال برای پژوهشم ازش بپرسم اما روی پیغام گیر بود:

«حال نیستم ای عزیز اندر سرا       بعد یک بوق گران ، بسوزان پرّ مرا»

بی خیالش شدم و کار فردا به فردا سپردم. می خواستم پژوهشی در مورد شاهنامه و تاثیر آن بر جامعه انجام بدم ، اما می دونستم که کار مشکلیه ، شاهنامه کتاب بزرگیه ، و پرداختن به همه موضوعات آن خیلی دشواریه (برای خوش آهنگ شدن موزیک متن).

ولی من این کار رو برای شادی روح حکیم بزرگ فارسی ابوالقاسم فردوسی که بعد از فهمیدن موضوع معتاد شدن کاوه دق کرد و مُرد ، انجام میدم.

فردوسی خیلی توی این مدت غصه خورد.آرش کمانگیر از روی چشم و هم چشمی و پُز دادن اسم خودش رو جومونگ گذاشت. سهراب هم چون رستم درکش نمی کرد از خونه فرار کرد.زال مواد آرایشی غیر بهداشتی وارد کرد و از سپید مویی و سپیدرویی دراومد.سیمرغ هم رفت توی کار رمّالی و جادوگری.ضحاک هم رفت دوش هاشو عمل کرد و از شر مارها خلاص  و مشغول فروش سی دی های غیر مجاز و فیلم های بووووووق دار و آلوده کردن مغز جوان ها شد.

این آخریا شاهنامه زیاد فروش نداشت ، حتی اسمش هم به شاهزاده نامه تغییر کرد. باز جای شکرش باقیه که پرنسس نامه نشد ، لااقل هنوز فارسیه!  

 

(این متن نوشته خودمه ، خوشحال میشم نظرتون رو راجع بهش بدونم.)




طبقه بندی: یك فنجان لبخند،
برچسب ها: شاهنامه، جامعه، جوانان، متن طنز،

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات